السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
512
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
گفتهء آنان صرفاً بر اساس استقرا متكى است . در اين كه فوق اينها مقولهاى وجود ندارد كه اعم از همه يا بعض اينها باشد ، برهانى اقامه نشدهاست . اما مفهوم ماهيت ، شىء ، موجود و امثال اينها كه بر ده تا صدق مىكند و نيز مفهوم عَرض ، هيئت و حال كه بر نُه تا غير از جوهر صدق مىكند و هيئت نسبى كه بر هفت تاى اخير كه اعراض نسبى ناميده مىشوند ، صدق مىكند ، همهء اينها مفاهيمى هستند عام و منتزع از نحوهء وجود اينها و خارج از سنخ ماهيت . پس ماهيت شىء ، آن ذاتى است كه بر او در جواب ماهو حمل مىشود ، و ( ذات و ) هويت نيست مگر براى شىء موجود . و شيئيت شىء ، موجود است ؛ پس براى چيزى كه موجود نيست شيئيت نيست . و عرضيت شىء عبارت است از وجودى كه قائم به غير باشد . و هيئت و حال هم قريب به عرض است . نسبيت شىء عبارت است از اين كه وجودش در غير است و خارج از آن نيست . همهء اينها مفاهيمى هستند كه از نحوهء وجود انتزاع شدهاند و بر بيش از يك مقوله ، حمل مىشوند . از اين رو ، از مقولات نيستند ، چنان كه بيان آن گذشت . شرح در عدد مقولات اختلاف است . جمهور مشائين مىگويند : ده تاست ؛ به شرحى كه گذشت ، يكى جوهر و نُه تا عرض . سؤال اين است كه چرا عدد مقولات را در ده خلاصه كردهاند ، آيا برهان بر حصر اقامه شده است يا نه ؟ در پاسخ مىفرمايند : خير ؛ مطلب برهانى نيست ، از راه استقرا به اين تعداد از مقولات منتهى شدهايم . از اين رو ، ممكن است كه در خلال تحقيقات آينده به مقولات ديگرى نيز برسيم . آن گاه به سؤال ديگرى پاسخ مىدهند و آن اين است كه اگر مقوله عبارت است از جنس عالى كه فوق آن ديگر جنسى نيست - مانند كم و كيف كه دو جنس عالى براى انواع مختلف كمها و كيفها مىباشند - آيا مفاهيمى كه از نظر شمول و اعميّت دايرهء